محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

532

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

كم جائى ماند كه از آثار طغيان باد و طوفان آب از خرابى سالم مانده اثر ويرانى به او نرسيده باشد . اما در دار السلطنهء اصفهان ، بعد از آن خرابيها كه به احوال آنجا راه يافت در اوايل بهار سنهء اثنى و الف ، مرض طاعون كه لازمهء آن آب و خاكست پيدا شده مردم متردد خاطر شدند و روز بود كه بيست كس و سى كس [ 291 ] مىمردند . خلايق بر آن حمل ميكردند كه اصفهان شهرى وسيعست « 1 » و كثرت خلايق از حد و حصر گذشته . اگر در آنجا هر روز پنجاه كس ميرند ، مستبعد نيست . اما چون ملاحظه كردند كه مجموع اين مردم به علامت ميروند ، اهالى شهر مضطرب شده خواستند كه بيرون روند حكام و داروغگان مانع شده نمىگذاشتند تا آخر ، كار از دست مير و وزير بدر رفته ايشان نيز شهر را گذاشته به طرفى رفتند و ساير خلايق هنوز فى الجمله ملاحظه داشتند كه شايد نوعى شود كه خان و مان خود را بر هم نزنند . اما ، در اول تابستان سنهء مذكوره اشتداد آن مرض بسر حدى رسيد كه ديگر تاب تحمل نماند ، اكثر جهات و اسباب را « 2 » بجا گذاشته جلاى وطن خواهى نخواهى اختيار كردند و هر چند بريشان آن رفتن شاق مينمود و باعث خرابى حال و نقصان مال بود ، اما بواسطهء حفظ حيات كه واجبست چاره نداشتند و همه بىسامان و پريشان دل از خان و مان برگرفته هر گروهى بجانب كوهى و هر مجمعى بموضعى رفتند و از آن همه خلق بىحساب كه در آن شهر بودند معدودى چند ماندند كه از حوالى ميدان و مسجد دور نمىشدند و اين جماعت از آن طبقه بودند كه قوت و قدرت رفتن نداشتند « 3 » [ و ] دل بمرگ نهاده مانده بودند و قريب به پنج شش ماه مردم به اين وضع سرگردان و بىسامان در اطراف و جوانب مملكت عراق مىگشتند و بسيارى به بلاد متباعده رفتند تا آنكه در فصل پائيز چنان ظاهر شد كه آن ماده فى الجمله تخفيفى يافته

--> ( 1 ) - م : شهر وسيعيست ( 2 ) - م : اسباب و جهات را ( 3 ) - قدرت نداشتند